تبليغاتX
زمزمه های یک پیر زن
درد دلهای فاطو عاشق ناکام
 تلام

تلام خدمت دخملها و پتلهای گلم حالتون احوالتون خوش میگذله مالو نمیبینین خوشحالین

ببخشید این چند وقت نبودم آخه این چند وقت همش مهموندالی داشتم این اقوامم

که خدا خیرشون بده مگه ول کن ما بودن هی مزاحم میشدن نمی گفتن شاید بخوایم

یه کم با هم خلبت کنیم اونم تو این گلونی و تورم این پیری خلفت روزهای اول که مهمون میومد

میرفت برنج اعلا درجه یک ایرونی میگلفت میکردیم تو حلق این مهمونها بعد به پیری گفتم برنج

تایلندی بگیره نزدیک دم کشیدنش جورابهای پیری رو میذاشتم روش تا بوی برنج ایرونی بگیره

به جای چایی هم پوست درخت گردو واسشون دم می دادم از سرشون زیادم بود با اون کادوهای

گوزشون مفت خوری هم اندازه ای داره.

کمل پیری خم بود تو این خرجهای زندگی خم ترم شد ولی به وجود من افتخال میکنه

 هی این شعر سرژیکو بلام می خونه:

تو عمر منی فاطو

تو جون منی فاطو

می خوام دورت بگلدم

راستی می دونین منو پیلی عصرها با هم ولزش میکنیم آخه پیری میگه باید اندامتو حفظ کنی

مگه من چیم از زن مهدوی کیا کمتره میگن ماهی ۴۵۰ هزارتومن خرج اندام زنش میکنه.

یه حلقه رقصم برام گلفته میگه می خوام کمرت مثل جنیفر لوپز بشه

منم یه ماهی باهاش کار کردم معجزه میکنه یه روز که داشتم تو خیابون قدم می زدم  یکی از

پشت سر صدام می زد جنی جنی وقتی برگشتمو دیدم می خواست شاخ در بیاره آخه جنیفر

فقط اندامش خوبه ولی من علاوه بر اندام قیافمم بیسته فقط یه کم چروکیده شدم همون روز رفتم

به پیری گفتم حیف من نیست با این اندام خوب صورتم چروکیده باشه من می خوام برم پوستمو

بکشم تا چروکام تموم شه می دونین چی گفت

گفت: پدل سوخته تو غلط کلدی مگه ندیدی شهره صولتی خواننده بسکه پوستشو کشیده باسنش

رسیده دم دهنش من تورو همینطور چروکیده دوست دارم منم دیدم پر بیراه نمیگه از خیرش

گذشتم.

 اینجا دل نلگس سیاه داره از حسودی میترکه

لاستی خبلی ازت نیست نلگسو کجایی ناپیدا شنیدم تو قطال کال میکنی و زغال میریزی تو کوره قطال

نگفتم سر به سر ما نذار بد میبینی

 

 

|+| نوشته شده توسط فاطو در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387  |
 آهاییییییییییییییییییی خبر بالاخره عروسی کردیم

تلام به پتلا و دخملهای گلم می دونم دلتون برام اندازه یه چغوک شده بود ولی دیگه چیکار

 میشه کلد دلگیل خلید علوسی و ملاسم بودیماین پیلی خلفت بود، از اون روزی که لفت

 تو کما خلفت تر شده بهش گفتم کیک علوسی سفالش بده لفته کیک تولد سفالش داده

شب علوسی به جای اینکه تو آرایشگاه بیاد دنبالم لفته تو آسایشگاه این نلگس سیاهم

از خلفتیش سوء استفاده کلده خودشو هی میچسبونه بهش هییییییی نمی دونید من این

چند لوز چی کشیدم از دست این دو تا .شب علوسی چند دقیقه ای برقا لفتن من که می دونم

کار، کاره نلگسو بود لفته بود فیوز برقو زده بود بعدشم خودشو رسوند پیش پیلی و چسبید

بهش این خلفت از همه جا بی خبلم اونو جای من اشتباه گلفتو هی ماچ موچو راه انداخته بود

این پیری خلفتم هی می گفت فاطو چرا لبهات زبر شدن مگه ماتیک نزدی بهشون ، چرا بوی

شاش می دی تو که دیشب لفتی حموم مگه از اون ادکلن تیروزی که بلات گلفتم نزدی هر

چی می زدم بهش می گفتم خلفت اون نلگسو ، فاطو اینورت نشسته پدل سوخته لفته بود تو

حس نمی فهمید من چی میگم چون قبلش یه چند تا پیک علقم زهر مار کرده بود تا اینکه

برقااومدنو نلگسو پیش مهمونها رسوا شد پیلی احمقم تازه فهمیده بود که چه غلطی کلده .

ولی از اینها گذشته خیلی خوش گذشت لامبادا هم با هم لقصیدیم

پیلی هم یه سرویس خلا که از امامزاده داوود خلیده بود انداخت گلدنم منم یه ساعت که از تو

لپ لپ پیدا کلده بودم بستم به دستش ملاسم پاتختی مونم همون شب بلگزال کلدیم و از

همه کادو گلفتیم خاک بل سلهای گوز همه بلامون ساعت دیوالی آولده بودن یه لوز پیلی

مجبول شد بله جمعه بازال بساط کنه و بفروششون

حالا یه چند تا عکس از علوسی و ملاسم قبل از اون می ذالم عکاسش خیلی حلفه ای بود

تو عکس قیافه هامونو تغییل می داد

این کالسکه ای که با گلهای باغ مش لمضون تزیینش کلدیم

حلقه هامون جنسشون از آهن خالصه

چون آهن خیلی گرونه آهنی خلیدیم

 

این سمت چپی نلگس سیاهه

 

 

|+| نوشته شده توسط فاطو در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387  |
 کما رفتن پیری

بازم تلام به دخملها و پتلای گلم عید خوش گذشت خدا بگم این پیر مردو رو چیکار کنه

از بسکه علق خولد رفته بود تو کما خاک بل سل فکل کلد مرده هیچکی نیست بهش

بگه تو که جون سگ دالی به این زودیها حروم نمیشی تو بیمارستان من بالای سلش

بودم فکل کلده با حوریها دم خور شده حالا گلچه منم صد بهتر حوریها هستم ولی این

گور به گور شده مگه قدل منو می دونه دکتل از این سیخ میخها می کلد تو بدنش

پدل سوخته فکل کلده تو بهشته دالن سیخ می کنن اونجاش ولی حقشه خلفت داشت

گول این نلگسو رو می خولد اینها هم از آهییه که من براش کشیدم نلگس سیاه حالا

دیگه بلامون طبع شعرشم گل کلده خاک بل سل لفته تو ببلاگش شعل عاشقونه

بلا پیری نوشته فقط کم مونده بله جلوش یه رقص هندی هم بره دل پیری منو ببره

کول خوندی نلگس سیاه فکل کلدی فقط خودت می تونی دلبری کنی نه خبل ندالی با

پیلی لوزهای اول عید کنار ساحل چه عشقی کلدیم نمی دونی چقدل بلاش هندی لقصیدم

همش این شعلو بلاش می خوندم و رو شیشه براش می لقصیدم:

هاااااااااااااااااا دست از پیدا جانی جها منا طوری ی ی ی ی ی

وقتی مست می کلد منو با "سری دیوی "اشتباه می گلفت

اینم چند تا عکس تو ساحل شمال با هم گلفتیم تا چشم حسود کور شه

همین جا بود که بعد از خولدن غش کلد لفت تو کما

اگه می بینین قیافه هامون تو هل عکس تغییر پیدا کلده این هنل مندی عکاسشو می لسونه

که اینقده قشنگ عکسهالو روتوش کلده

منتظل علوسیمون باشین

 

|+| نوشته شده توسط فاطو در یکشنبه هجدهم فروردین 1387  |
 کور خوندی نلگسو

تلام خدمت دخملها و پتلای گلم این چند لوزی که ما مشغول خونه تکونی بودیم چه

اتفاقایی که نیفتاده!این نلگس سیاه عفریته دول بلداشته داله لو مخ پیرمردو خلفت

کال می کنه فکل کلده پیری مشاعرشم از دست داده چمی دونم آزلایمره چیه گلفته

می خواد خودشو جای من بندازه دیگه نمی دونه این پیری اگه هر چیشو از دست بده

مغزش خوب کال میکنه چون تو بچگیهامون زنگ زنگو زیاد خوردیم مزه میگو میده میگن

پسپر زیاد داره پیری من باهوشه گول تو رو نمی خوله تازشم منو از روی بوی خوشم

میشناسه این نلگس سیاه همش بوی شاش می ده آخه از همون بچگی شب ادراری

داشت .

این وصله ها هم به پیری نمی چسبه اون اصلاً سیگار نمی کشه از بوش بدش می یاد

اون فقط تو کاله شیشه و کلیستاله یه وقتهایی هم قرص اسک می خوله دیگه نبینم

تهمت ناروا بهش بزنی فکل کلدی مثل تو معتاده.

سیاه اومده نوشته من پیرمردو رو تو دانشگاه می بینم هیچکی نیست بهش بگه نلگسو

تو که ۵ بار کلاس اول رد شدی و ۷ بار کلاس دوم ووووووووو تو رو چه به دانشگاه رفتن

اسم خودشم گذاشته فاطو خوشکله خوبه من عکسشو انداختم همتون دیدینش چه

تحفه اییه اینم یه عکس از حالاش می ندازم که داله با اعتیاد دست و پنجه نلم میکنه.

باول کنین این چند لوز که خونه تکونی می کلدم از پا در اومدم این پیری پدل سوخته

هم یه ذله کمکم نداد ولی خوب بهم قول داده که همین چند لوزا برام یه جشن علوسی

بگیله از همین حالا دالم دعوتتون می کنم تو باغ آلوچه مش لمضون همتون بیاین علوسی

تمرین رقصم بکنین نوشیدنی هم از هر نمونه که بخواین هست از شیر سگ گلفته

تا شامپاین.

منو پیرمردو هم قلاله لامبادا بلقصیم

اینم چند تا عکس از خونه تکونی عید تا ببینید چقدل خسته شدم.

 

|+| نوشته شده توسط فاطو در دوشنبه بیستم اسفند 1386  |
 ماه عسل من و پیرمردو

تلام دخملها و پتلهای خوب این چند لوز که مالو ندیدین خوشحال بودین ، آله من و پیر مردو

این چند لوز لفته بودیم ده اینقده خوش گذشت صیغم کلده مهریمم ۱۳۲۶ ماچ آبدار

پیرمردو هی علق می خولد هی مالو ماچ می کلد می گفت نمی خوام دینی به گلدنم بمونه

می خوام مهریتو یک جا بدم یادمون لفته بود که دندون ندالیم من بهش گفتم من مهریمو

ماچ آبدال کلدم که تو بی دندون نتونی بخوری و یه وقتی بخوای طلاقم بدی

ولی خداییش بدون دندونم حال می ده ماچ موچو می گین نه امتحان کنین

شبها کنال هم می خوابیدیم خاک بل سل هنوزم که هنوزه خرناس میکشه از وقتی که تو

جوونیهاش مجبول بود کنال خرها و سگها و اسبها بخوابه خرناس کش شده گوش آدم کل

میشه . نصفه شبها هم هی بو می کلد تو این سلما مجبول بودم پنجررو وا بذالم بوهاش

خدا ملگ داده بوی جنازه می داد ولی خوب عزیزمه با همه اینها بازم خیلی می خوامش

لوز پنجشنبه ۲۵ بهمن غلوب دیدم اومد با یه دسته گل چشم خلابو گفت فاطو املوز لوزه

عقشه نمی دونم همون گالنتاین میگن چی میگن بهش .گفتم پیرمرد خلفت تو رو چه به

این قرتی بازیها من از این کالهایی که پسلهای سوسول می کنن بدم می یاد از عقش فقط

اینو یاد گلفتن که یه شاخه گل و قلب و هزال تا کوفت زهل مالی دیگه به هم کادو بدن و

دختللو گول بزنن و دست به دولش بزننبعدشم همه چیزو فلاموش کنن . من همون

عقش قدیمیلو می خوام که زیله دلخت چنال با هم حال می کلدیمو حلفهای قشنگ به

هم می زدیم از ته دلمون عاشق بودیم.این پسلهای املوزی به دلد لای جلز دیوال

مستلاب می خولن.خلاصه پیرمردو هم یه گوز بزلگ داد و گفت جمال عقشش لاست

میگی فاطو بیا تو بغلم منم ذوق زده خودمو انداختم لوش لفته بودم تو حس نمی فهمیدم

بدبخت داله نفسش دل میله

خلاصه این چند لوز بهتلین لوزهای عمل منو پیرمردو بود جاتون خالی یه چند تا عکسم با

دولبین گیجیتالی گلفتیم می ذالم تو ادامه مطلب حالشو ببلین

دل نلگس سیاهم بسوزه


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فاطو در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386  |
 اخطار به نلگس سیاه

بازم سلام خدمت دخملها و پسلهای گلم مثل اینکه قضیه داله بیخ دار میشه این آخله پیلی

هم دست از سل ما دو تا بل نمی دالن پیرمردو تو چی دالی که اینقده خاطر خواهتن کلاهک

هسته ایتم که من سوختمش . می بینم که یه فاطوی دیگه هم پیدا شده ولی هل کی ندونه

من و تو خوب می دونیم که این نلگس سیاهه خودشو جای من جا زده .پیرمردو نبینم دوباره

گوله این نلگسورو بخوری . یادته اونموقعها چقدر به ما دو تا حسودیش می شد هی دنبالمون

می یومد دستمونو پیش همه لو میکلد یادته یه بار لفت به بابام گفت پیری دختلتو ماچ کلده

بابام منو تا صبح کلد تو مستراب تا یه هفته فقط دماغم بوی شاش می داد خدا از سلش

نگذلهالهی تو مستراب جون بده تا بفمه من اونموقع چی کشیدمآله پیرمردو من

سیندرلام اون که خودشو جای من جا زده آناستازیاست با جادو جمبل می خواد از لاه به

دلت کنه کفش بلورین منو دزدیده ولی تو یه وقت گولشو نخولی سیندرلای واقعی منم.

اصلاً می خوای ثابت کنم فاطوی واقعی منم :

نشون به اون نشون که اونروز که تو قبلستون داشتیم ماچ موچو میکلدیم حسین سلخو

دیدمون تو هم برای اینکه لومون نده گفتی اگه به همه بگی می گم روح کل اکبر شب بیاد

سلاغت بدبخت از تلس ریده بود.چقد خندیدیم یادته.

حالا فهمیدی من فاطویم نه اون.

نلگس سیاه فکل کلدی با این عکسی که گذاشتی تو وبلاگت من ازت می تلسم نذار به همه

بگم که لنگی و یه دستتم مصنوعیه اینطولی می خوای منو بوکس کاری کنی

فکل کلدی پیر شدم مثل تو خلفت شدم یادم لفته همه چیز نه نلگسو خر خودتی ایندفعه دیگه

نمی ذالم پیرمردو رو ازم بگیلی چاچول باز.

تازه پیرمردو کلاهک هسته ای هم نداله برای تو هم این چیزا خیلی مهمه پس دست از سلش

بلدال وگلنه هرچی دیدی از چشم خودت دیدی.

تازشم منو پیرمردو داریم یه هفته ای میلیم سفل بترک از حسودی نلگسو.

حالا از شما دخملها و پسلهای گلم می خوام قضاوت کنین حق رو به کی میدین به نظل

شما من فاطویم یا اون پدل سوخته عجوزه.

عکس دولان جونیمم انداختم تو ادامه مطلب اگه خواستین ببینینحالشو ببرین

عکس نلگس سیالم می ذالم اونوقت قضاوت کنین

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فاطو در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386  |
 برای پیرمردو

سلام خدمت دخملها و پسلهای گلم گفتم که فاطو هستم حتماً پیر مردو بهتون گفته آره ما

تو عابر بانک بعد مدتها همدیگلو پیدا کلدیم لفته بودم بازنشستگیمو بگیلم آخه دولا ن جوونیم

رختشویی میکلدم حالا بازنشسته شدم .

ای پیر مردو ناملد حالا دیگه اسرار جوونیمونو میلیزی لو آب ای ناملد من ماچت می کلدم

یا تو به زور منو می کشوندی تو خلوت به زور ماچم می کلدی اگه رو دستتم نمی زدم که

دیگه...

دلم واستون بگه که من ۴ تا شوهر کلدم ولی عشق این پیر مردو از دلم بیرون نلفت که نلفت

اصلاً از همون بی ادبیش خوشم می یومد .پیرمردو حالا می خوای بقیه خاطراتمونو بگی

که چی بشه دل منو بسوزونی اگه تو ملد بودی اونشب وسط باغ آلوچه مش لمضون منو

ول نمیکلدی می دونی چقدر تلسیدم نصف موهام همونجا از تلس ریخت من شکست خولده

عشقم آخه پیرمردو هم مثل پسلای حالا ناملد بود بعد این همه ماچ و موچ و........

منو ول کلد و لفت اینقده چشام به لاه موند و اینقده گلیه کلدم که چشام این شکلی شد

الهی به زمین گرم بخولی ،

الهی وقتی می خوای بلی مستراب چشات نبینه با سل بیفتی تو چاه،

الهی هر جا میلی بگردنت و دست به اونجات بزنن

الهی یبس بشی نتونی برینی

دلم یه کم خالی شد این حلفها رو خیلی وقته می خواستم بهت بزنم .....

حالا از این حلفها گذشته حالت چطوله نمی خوای یه قلاله دیگه بذالیم ایندفعه تو کوه

چهل دختل شاید بختمون وا بشه من از اون وقتها جذاب تر شدم ها

تو لو خدا بلامون دعا کنید این آخله عملی به هم بلسیم یه ماچ سیل از هم بخولیم

لاستی ما که دندون ندالیم به نظر شما می تونیم لب بگیریم

|+| نوشته شده توسط فاطو در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386  |
 
 
بالا

JavaScript Codes